منهاج سراج
45
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
الرابع و العشرون الملك كشلى خان سيف الدين ايبك السلطانى ملك الحجاب ( طاب ثراه ) [ ( 1 ) ] [ ملك ] كشلى خان ايبك ( طاب ثراه ) برادر ابى و امى خان اعظم الغخان معظم [ ( 2 ) ] بود ، هر دو در از يك صدف ( و ) دو خورشيد و ماه از يك شرف [ ( 3 ) ] دو لعل از يك كان ، و دو ملك از يك ديوان ، و دو گل از يك چمن بختيارى و دو تهمتن از يك انجمن [ ( 4 ) ] شهريارى . اصل ايشان از خانان البرى بود ، و چون كافر مغل بر بلاد تركستان و قبايل قبچاق [ ( 5 ) ] استيلا آورد بضرورت ايشان را با اتباع و اشياع خود از موضع معهود نقل بايست كرد ، ملك كشلى خان ايبك [ امير حاجب ] برادر كهتر بود و خاقان معظم ، الغخان [ ( 6 ) ] برادر مهتر ، ملك ( امير ) حاجب در ان عهد در صغر سن بود ، چون از پيش [ ( 7 ) ] مغل كوچ كردند ، در اثناء راه زمين خلاب بود ملك امير حاجب در شب از گردون بيفتاد در ميان گل ، و مغل در عقب ، كس را مجال نبود كه او را از ( ميان ) گل برآوردى [ ( 8 ) ] گردونها براندند و او همانجا بماند ، الغ خان اعظم بسر او رسيد او را برگرفت ، دوم كرت مغل در عقب او رسيد ملك امير حاجب بدست مغل افتاد و از تقديرات آسمانى او را بازرگانان بخريدند ، و بشهرهاى اسلام آوردند ، اختيار الدين ابو بكر حبش [ ( 9 ) ] كه از حضرت برسالت مصر [ و ] بغداد رفته بود ، ملك امير حاجب را از ان بازرگا [ نا ] ن بخريد و آثار رشد ، در ناصيه وى [ ( 10 ) ] لايح ديد ، از آنجا به حضرت دهلى آورد ، سلطان سعيد از اختيار الدين ابو بكر بخريد [ ( 11 ) ] انوار عقل و كياست در ناصيهء او لامع بود ، اين كلمات از راه انصاف و صدق در قلم مىآيد [ ( 12 ) ] [ كه ] ملكى از تركان عاقلتر و با حياتر و باوفاتر ازو چشم بيننده در نظر نياورده بود [ ( 13 ) ]
--> [ ( 1 ) ] راورتى : ملك سيف الدين ايبك كشلى خان السلطانى [ ( 2 ) ] مط : خانان معظم الغخان اعظم . اصل : الوخان معظم [ ( 3 ) ] اصل : شرق [ ( 4 ) ] اصل خوانده نمىشود [ ( 5 ) ] اصل خفجاق [ ( 6 ) ] اصل : الوخان [ ( 7 ) ] مط : از پس مغل [ ( 8 ) ] مط : بردارد [ ( 9 ) ] مط : اختيار الملك رشيد الدين ابو بكر حبش ، راورتى كذا [ ( 10 ) ] مط : ناصيهء او لايح بود [ ( 11 ) ] مط : از اختيار الملك بخريد [ ( 12 ) ] اصل : ميآمد [ ( 13 ) ] مط : است .